رهارها، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

رها عشق مامان وبابا

روزهای برفی

1392/10/28 11:58
نویسنده : مامان رها
449 بازدید
اشتراک گذاری

سلام /امسال به لطف خدا بارندگیهای خوبی میشه وامروز هم داره برف می باره.اول یه چیز بگم :

صبح اول وقت داشتیم میرفتیم به سمت خونه پدرجون که رها گلی رو بذاریم وبریم سرکار,اولش که برف هارودید گفت:بخوره...بخوره(توی برف قبلی یه کمی بهش دادم خورد وناقلا یادش بود/بعدش گفت بابا (( نانای)) میخواد! و تا بابا اومد جواب بده گفتش: فلش فلش (یعنی فلش رو بذار که آهنگ گوش کنم که من وباباش از خنده منفجر شدیم....

سر میدون کوزه هم ماشین توی برفا لیز خورد ورها خندید وگفت:لییییییییییییییییییییییز خوردیم که دوباره ما غش رفتیم از خنده!!!!

رها خانوم کلا خیلی ادبیاتش وحرف زدنش پیشرفت کرده وهمه رو با رفاش ذوق زده میکنه!جالبتر اینکه خیلی شعورش بالاست وکلمات وجملات رو سرجای خودش استفاده میکنه!

هفته پیش به شوهر خالش (محمدآقا)گفت گوشی/ومحمدآقا گفت شارژندارم رهاجون بعدش دوید رفت واز کمد مامانجون جعبه شارژرها رو آورد وگذاشت جلوشون وهمه از خنده وتعجب مردیم!

بابام (به قول رها بزرگ) عکس 2 سالگی منو بهش نشون دادن وگفتن این کیه بابا ؟خوب نگاهش کرد وگفت:رهاست.(آخه خیلی شبیهه الانه رهاجونه)

اینم چند تاعکس از روز برفی قبلی:

 

   

 

  

 

اینجا رها پشت سرهم میگفت بریم خونه سرده....سرده

  

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مهسا مامان نورا
1 بهمن 92 18:28
خصوص