بدون عنوان
دخترک خوشگلم/جونم نفسم عمرم/تویی همه کسم عشقم....
دیروز صبح رفتیم اصفهان وقبل از خونه مامانجون اینا رفتیم مطب دکتر توفیقی که بابا ابی برنامه واکسیناسیون جوجه هاروبده/دکتر یه سگ داره بنام تانی که وقتی زنگ رو زد بابا شروع کرد به پارس کردن و....
رهایی ما چنان ذوقی کرده بود وناقلا هی بوق میزد که صدای تانی دربیاد... وبابا هم عجله کنه/وقتی بوق میزد تانی صداش میومد ورها به من نگاه میکرد ومیخندید ومیگفن مامااااااااااان....سگ!
اینم چند تاعکس که از توی ماشین گرفتم:


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
