گل گل خانوم
گل گل خانوم...
روز 5شنبه من وتو با خاله فاطی وراضی و زهرا رفتیم اسباب بازی فروشی توی بزرگمهر وبرات بسته انواع توپ ها وحشرات و .....ستون تشخیص رنگ و اندازه رو خریدم .با یه سگ دانشجو!
روز جمعه با قرار قبلی رفتیم توی باغ خاله زهره/خاله زهره تنها خاله مامانه!علی رغم جوونی 6 تا نوه قد ونیم قد شیطون وبلا داره که منو حداقل واسه مدتها از رفتن به باغشون منصرف کرد/اما رها خانوم گل درعین بازیگوشی آروم بود وجیغ وداد نمیکردی/خاله اینا توی باغ یه دونه لالایی هم داشتند وتوهم توش اساعتی خوابیدی....
خانم جون(مادربزرگ مامانه)کلی ازت تعریف کرد...
پارسا(پسر دوم نرگس)5 ماهشه واز خودت 4 ماه کوچکتره اما ماشالا خیلی درشت بود /اما آخرش تو رهایی ودختری وظریفی و.....خوشگل خوشگلایی /خانم خانومایی....
واما مشکل مامان بارها خانم :مامانجون بدون که منو میکشی تا تخم مرغت رو بخوری ومن هربار باید یه ترفند جدید بزنم تا موفق بشم بهت بدم/اما حریره رو خیلی دوست داری/مثل خودم عاشق موز وتوت فرنگی وپرتقال و کلا میوه ای.....
طعم های ترش وشیرین مورد علاقته و خیلی هم گرمایی هستی واز لباس زیاد زود کلافه میشی!
کلا هرچی قیافه ات شبیه باباییه درعوض رفتار ومرامت مثل منه.قربونت بشم که کلا حرف نداری


گل گل خانوم
